سيد علي اكبر قرشي

893

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

بينى اش را او پدر چهار نفر قوچ است و قدرتمند است . و امّت اسلامى از او و پسرانش روز سرخ ( و خونى ) را خواهند ديد ، اينكه فرمود : حكومت او مانند ليسيدن سگ . . . است اشاره به كم بودن مدت حكومت و تحقير اوست ، حكومت مروان بعد از مردن معاوية بن يزيد چهار ماه و ده روز ، به قولى شش ماه بود ، مراد از چهار فرزند قدرتمند او ظاهرا چهار پسر صلبى اوست : عبد الملك كه داراى خلافت اسلامى شد و عبد العزيز بن مروان كه حاكم مصر بود و بشر بن مروان كه حاكم عراق شد و محمد بن مروان كه والى جزيره بود ، و شايد منظور حضرت پسران چهارگانه عبد الملك مروان باشد كه عبارت بودند از وليد و سليمان و يزيد و هشام . كبل : ( مثل عقل ) به زنجير كشيدن ، حبس كردن . به معنى زنجير يا زنجير بزرگ نيز آمده است و فقط يك مورد در « نهج » وجود دارد ، دربارهء جهنّم فرموده : « لا يظعن مقيمها و لا يفادى اسرها و لا تفصم كبولها » خ 109 163 كبول ( مثل عقول ) جمع كبل به معنى زنجير مى باشد يعنى كسى كه در جهنم مقيم است كوچيدن ندارد ، اسير آن فديه داده و آزاد نمى شود و زنجيرهايش پاره و گسسته نمى گردد . كبو : افتادن بر رو « كباد الجواد كبوا : انكبّ على وجهه » دو مورد از اين ماده در « نهج » ديده مىشود ، دربارهء عثمان فرموده : « الى ان انتكث عليه فتله و اجهز عليه عمله و كبت به بطنته » خ 3 49 ، كار عثمان همانطور خوردن و سرگين انداختن بود تا اينكه رشته‌اش پنبه شد ، عملش سبب قتل او گرديد و پرخورى نگونسارش كرد . و دربارهء تارك اسلام گفته است : « فمن يتبغ غير الاسلام دينا تتحقّق شقوته و تنفصم عروته و تعظم كبوته » خ 161 230 ، هر كس جز اسلام تابع دينى شود ، بدبختى اش محقّق مىشود ، دستگيره‌اش ( از خوشبختى ) پاره مى گردد ، و سقوطش بزرگ مىشود . كتاب : كتاب و كتب و كتابة : نوشتن ، آن در اصل به معنى جمع كردن است « كتبت القربة » يعنى مشك دوختم كه عبارت اخراى جمع كردن دو چرم به وسيلهء دوختن است ، على هذا نوشتن را كتابت گويند كه حرف با حرف و كلمه با كلمه